کودکی من

کودکی من گذشت

از خاکستری تا خاموشی

از تکریم های دروغین

تا کمبود مبارزه

 

پنهان می شدم زمستان

در شکم خانه ای بزرگ

که لنگر انداخته بود

میان نیزارهای شمالی

 

تابستان نیمه برهنه

اما به راستی متواضع

سرخ پوست می شدم

منی که می دانستم

که عموهای شکم سیرم

غرب دور مرا ربوده بودند

 

کودکی من گذشت

زنان در آشپزخانه

شام به شام پیر می شدند

و من رویای چین را می دیدم

مردان پس از شام

در دود تنباکو فرو می رفتند

ساکت و عاقل و اهل فلاندر

و مرا نمی دانستند

 

منی که همه شب هایم

بی دلیل دو زانو

اندوهم را می گریستم

به پای بستر زیادی بزرگ

می خواستم که سوار قطاری شوم

که هرگز نشدم

 

کودکی من گذشت

از این خدمتکار به آن خدمتکار

متعجب بودم

ار این که چرا می روند و می آیند

و باز هم متعجب بودم

از این دایره ی خانوادگی

که از این مرده به آن مرده پرسه می زدند

و جامه ی سوگ می پوشیدند

 

و به خصوص متعجب بودم

که من هم عضوی از این گله ام

که مرا گریستن می آموخت

گله ای که خوب می شناختم

چشمانم چشمان چوپان

و دلم دل بره بود

 

و کودکی من خورشد

نوجوانی فرا رسید

و دیوار خاموشی

به صبحگاهی فرو ریخت

 

نخستین گل از راه رسید

و نخستین دختر

و نخستین مهربان

و نخستین ترس

پرواز می کردم سوگند می خورم

سوگند می خورم که پرواز می کردم

دلم آغوش باز می کرد

دیگر آن دد نبودم

 

و سپس جنگ از راه رسید

و امشب منم در برابر شما

 

 

ترجمه:تینوش نظم جو

مهشاد مخبری

 

/ 15 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
just

نبسته ام به کس دل نبسته کس به من دل چو تخته پاره بر موج رها رها رها........... مرسی که سر زدی[گل] راستی........................ سلام.

محمد (سلام بر زندگی)

به تو نامه می نويسم ای عزيز رفته از دست ای که خوشبختی پس از تو گم شد و به قصه پيوست ای هميشگی ترين عشق در حضور حضرت تو ای که می سوزم سراپا تا ابد در حسرت تو به تو نامه می نويسم نامه ای نوشته بر باد که به اسم تو رسيدم قلمم به گريه افتاد ای تو يارم روزگارم گفتنی ها با تو دارم ای تو يارم از گذشته يادگارم به تو نامه می نويسم ای عزيز رفته از دست ای که خوشبختی پس از تو گم شد و به قصه پيوست در گريز ناگزيرم گريه شد معنای لبخند ما گذشتيم و شکستيم پشت سر پلهای پيوند در عبور از مسلخ تن عشق ما از ما فنا بود بايد از هم می گذشتيم برتر از ما عشق ما بود[گل]

محمد (سلام بر زندگی)

سلام علی جان عصر بخیر عیدت مبارک مرسی از حضورتون شعری که گذاشتید زیبا بود مرسی[لبخند]

بی پدر خودشیفته

]چقدر اين شعر قشنگ بود. واقعا ياد كودكي هاي مهارشده ام افتادم. نوجواني هم. جواني هم. پير شديم رفت داداش. كجايي نيستي؟[افسوس]

یه نفر

دیدی؟ همیشه جویبار لحظه ها جاریه:)

مريم

با سلام سايت رسمي مجيد اخشابي؛ سايتي فرهنگي و هنري و علمي و مجهز به آموزشگاه علمي است كه به صورت رايگان در اختيار علاقه‌مندان قرار مي‌گيرد؛در اين سايت موضوعات متنوعي در اختيار شما قرار مي‌گيرد از جمله مقالات تخصصي، روايات تصويري، آموزشگاه هاي رايگان ادبيات، نجوم، خوشنويسي، انگليسي، نقاشي، كلاس هاي كنكور و كامپيوتر. مجهز به كتابخانه در موضوعات مختلف؛ و برگزاري مسابقات فصلي در موضوعات شعر؛ داستان، خوشنويسي، عكاسي و هنرهاي دستي. براي ورود به انجمن هاي سايت رسمي مجيد اخشابي به آدرس زير مراجعه كنيد: http://www.majidakhshabi.com/forums.html جهت كسب اطلاعات بيشتر به سايت مراجعه نماييد: www.majidakhshabi.com دومین فراخوان جلسه ی مجازی شب شعر و مشاعره ی سایت رسمی مجید اخشابی، چهارشنبه مورخ 20 مرداد 89 راس ساعت 9 در محیط یاهو مسنجر برگزار می گردد. از علاقمندان شرکت در مشاعره و شب شعر خواهشمندیم آی دی moshaere92 را به لیست خود اضافه نمایند. منتظر حضور پرمهرتان هستيم.

الهام

سلااااام..وبتون عالیه..به منم سر بزنید خوشال میشم..با تبادل لینک موافقی عایا؟؟[لبخند][چشمک]