چرا جنگ؟

در جایی ایستاده ام که فقط خاک و آسمان پیداست!

آسمانی بدون پرنده های زیبا! پرنده هایش کرکسها هستند!

در این کویر سرد صدای باد کمی دلهره آور است.

زوزه گرگها هم احساس خطر را برانگیخته می کند!

اینک من مانده ها و اسلحه ام!

تا دندان مسلح! از برای چه؟

شاید دیگری وجود نداشته باشد!

سرمای سخت و طاقت فرسا!

تا کدام روز به همین منوال؟

راستی ساعت چند است؟

امروز چندم است؟

اصلا در چه سالی هستیم؟

چند وقت است اینجاییم؟

راستی اصلا چرا اینجاییم؟

قرار است چه کاری انجام دهیم؟

همه این ها فقط برای کشته شدن؟

خب ما که خودمان یک روزی میمیریم پس دیگر چه فرقی می کند؟

چه فرقی؟

چه فرقی؟!

..............

/ 1 نظر / 8 بازدید
mehdi

biuty it...