اسرار

اسرار ازل را نه  تو دانی و  نه  من

وین حل معما نه تو خوانی ونه من

هست از پس پرده  گفتگوی  من و تو

چون پرده برافتد نه تو مانی و نه من

/ 4 نظر / 7 بازدید
مسیر عشق

چنين خواهم كرد!چنان خواهم كرد!و ديگر همه چيز به كام من است، و به نام من!و هيچ چيز مرا ناكام نتواند نمود!و او، خوب كه اين حرفهايم را شنيد، مشتى خاك برداشت، و بر كف من ريخت، و گفت: پيش آن جوى بريز، تا آب به بند آيد!گفتم: اين مشت خاك! در برابر آن جوى آب! كه به سان سيل مى آيد؟!!گفت: يعنى نمى توان، با اين، راه را بر آب بست؟! گفتم: مى دانم كه آنچه مى گوييد به مزاح است، اما، راستى شما را چه منظور باشد؟!گفت: جان من! آنچه بر آدمى مى رود، قضاى خداوند است، كه سيل آسا روان است، و آدمى نيز، به همين مشت خاك همانند، و چگونه مى تواند ...؟!جان من! او، بايد به نامت سازد، و به كامت، ورنه ... از قضاى حق مشو غافل كه با اين مشت خاك پيش اين سيلاب بى زنهار بستن مشكل است (صائب)

crazy ghost

... به امید آن روز که پرده برافتد ....

مریم سادت

غلام دولت آنم که پای بند یکیست به جانبی متعلق شد از هزار برست [لبخند]