برخاستن

چرا شبگیر می‌گرید؟

 

من این را پرسیده‌ام
من این را می‌پرسم.

 

 

عفونتت از صبری‌ست
که پیشه کرده‌ای
به هاویه‌ی وَهن.

 

تو ایوبی
که از این پیش اگر
                      به پای
                             برخاسته بودی
خضروارت
          به هر قدم
سبزینه‌ی چمنی
                    به خاک
                            می‌گسترد،
و بادِ دامانت
              تندبادی
تا نظمِ کاغذینِ گُل‌بوته‌های خار
                                      بروبد.

 

من این را گفته‌ام
همیشه
همیشه من این را می‌گویم.

ابراهیم در آتش

۲۵ تیرِ ۱۳۵۱


/ 3 نظر / 3 بازدید
بی پدر خودشیفته

می دونی بعد چند وقت دوباره بهت سر زدم؟ یه صفحه از وبلاگت رو سیو کرده بودم که وقت کردم و دوباره خوندم و دوباره پیدات کردم. فکر می کردم یا فیلتر شده باشی و یا تغییر رویه داده باشی و معاشرتی شده باشی... اما هیچکدوم درست نبود. هنوز آنرمالی داداش. یه کم از لاکت بیا بیرون. پیش منم بیا.[ماچ]

میرحسین گرا...

حرف‌های‌مان به لعنت سگ نیرزید سرهائی تکان خورد و جای قاتل و مقتول جا به جا شد. حرف‌های‌مان به لعنت سگ نیرزید و اکنون می‌دانیم که هق‌هق‌مان به وق وق سگی شبیه است.

98iran

سلام وبلاگ زيبايي داري دوست داري کارهاتو در يک سايت بزرگ به طور رايگان به نمايش بذاري ؟ پس حتمآ به سايت ما سر بزن سايت ما دانلود موزيک هست و به طور معمول روزي 10 تا آهنگ ميزاريم و يکي از سايتهاي بزرگ دانلود موزيک هست شما کارهاتونو ميتونيد در تالار گفتمان بذاريد تا همه با کارهاتون آشنا بشوند به اميد ديدار http://www.01.98iran5.com