خواست تو (هذیان های یک بشکسته ذهن در راستای تنویر اذهان-ذهن-!!)

موزیکو استپ میکنی!
بی خیال همه ی سر خطای خبری خبرگزاریا میشی و میای اینجا،فیس بوک ...

میای اینجا تا یه چیز بنویسی،از پریشونی هات از آشفتگیت از اینکه شاید اونی که باید بخونتش،اما...

می خوام براش بگم همه ی درد دل لعنتیمو همه ی نفرتمو از این وضع همه ی کثافتی که زندگیم به خودش گرفته!

می خوای رو راست باهاش حرف بزنی و بگی که اشتباه نبودی!

اگر اشتباه هم بودم ،اشتباه بزرگی نبودم!
من یه دیوانه ی روانیم یه آدمی که تعادل ذهنیشو از دست داده یه منطق گرای احساساتی!

تو نه اینی و نه اون تو یه آدم ساده و مفلوکی مثل بقیه هم نوعات کسی که نمیتونه برای خودش تصمم بگیره!

من عمل می کنم اما نه به هر چیز شاید بعضی از اشتباهات از طرف تو باشه!

شاید همه اشتباه بکنن ولی میتونی ببینی که کدوم پر رنگ تره؟!

هنوز میشه رنگ هارو از هم تشخیص داد،هنوز دنیا رنگیه هنوز زیبایی ها زیبان!
هنوز تو یه انسانی یه انسان با تمام امید و نا امیدیش یه انسان که خسته میشه یه انسان که کم میاره واسه همینه که تو یه انسانی!

من از بودن خسته شدم می خوام نیست بشم میخوام برم تو یه کتاب شعر و تبدیل بشم به بیتی که کلا ده نفر هم نخوندنش!

کی نامه ی زجر کشیدن منو امضا کرد؟!

کی از تو خواسته که خواست های دیگرونو برآورده کنی؟!

تویی که حتی نمیتونی دیگه روی کارت متمرکز بشی!

دلم واسه خودکار و صفحه ی کاغذ تنگ شده،دلم واسه نوشتن اجباری تنگ شده!

می خوام که بتونم!

خواست تو ...

/ 3 نظر / 10 بازدید
کاوه

من میدونم مشکلت چیه! مشکلت همون نوستالژیه لعنتیه! نامه ی زجر رو خودت امضا کردی چون مازوخیست داری! روی کارت نمیتونی تمرکز کنی چون کاری نداری! نوشتنه اجباریم که جاش همون جاییه که 4 سال اونجا بودی! می خوای که بتونی؟ بر فرض که تونستی! خوب بعدش؟ بعدی وجود نداره! چون بعدش تو مردی!

علی

نه قربونه اون موهای خوشگلت برم که به زودی باید از ته بزنیشون!(شایدم تا الان زدی!) بدبختیم اینه که الان کار دارم!(خودشم کم نه!!!) اید من بعدش مرده باشم اما خمین یعنی یه بعدی هست شاید بی من،شاید بی تو!

crazy ghost

آشفتگیتو اینطوری ندیده بودم رفیق... نوشته ات بوی دلتنگی میده... با اینکه روحت تو این ماجرا حسابی لگدمال میشه...اما این روزا هم تموم میشه.... نمیدونم سکون بهتره یا سراشیبی رو به پایین...